فرش نقاش‌پور در یک نگاه

 

فرش ایرانی همچون یک تابلوی نقاشی بزرگی است که با ابزار و تکنیک‌های پیچیده‌تر و با مشارکت جمعی از هنرمندان ساخته می‌شود. رنگ‌ها در پشم و ابریشم ایجاد شده و گره به گره با دست بر تاروپود بافته می‌شوند تا تصویری شکل بگیرد؛ به‌این‌ترتیب، ما نقاشی‌هایمان را در قالب فرش ایرانی می‌بافیم.

بر این باوریم که یک فرش ارزشمند باید در کنار بالاترین کیفیت مصالح و مهارت بافت، ازلحاظ معیارهای زیبایی‌شناسی، معنایی و احساسی نیز تصویر ارزشمندی را ارائه دهد که رنگ‌ها در این فرایند نقش کلیدی را ایفا می‌کنند.

در دنیای هنرهای تجسمی، سبک‌های متنوعی برای بیان یک سوژه خاص وجود دارد. همچون هنر نقاشی که از تکنیک‌هایی مانند آبرنگ و رنگ‌روغن، و سبک‌هایی چون امپرسیونیسم، سورئالیسم و غیره بهره می‌برد، هنر فرش نیز از این قاعده مستثنی نبوده و می‌توان سبک‌های مختلفی را برای بافت تصاویر، استفاده یا ایجاد کرد.

با بیش از یک‌صد و ده سال سابقه خانوادگی در فرش‌های دستباف تبریز و بیش از نیم‌قرن مطالعات و تلاش‌های بی‌وقفه استاد محمدباقر نقاش پور، مفتخریم که به لطف خداوند، سبکی منحصربه‌فرد در تولید فرش ایجاد کرده و با بهره‌گیری از تکنیک‌ها و سبک‌های نقاشی در طرح و رنگ‌آمیزی و ساخت رنگ‌های خاص خود در بهترین پشم و ابریشم، کوشیده‌ایم تا آنچه از جنس فرش تقدیم می‌شود، تصویری شایسته باشد؛ به‌گونه‌ای که با استفاده متفاوت از خواص نور و رنگ، ابعاد بیشتری از تصاویر موجود در فرش نمایان شده و بیننده همراه جذابیت‌های بصری اثر شود.

فرش ایرانی تنوع بالایی ازلحاظ ابعاد، کاربرد و ریزی گره‌ها دارد و باعث مباهات است که محصولات این مجموعه در انواع گوناگون تولید و به‌صورت نسخه‌های محدود و اغلب در بازارهای بین‌المللی عرضه شده‌اند، آثاری که هرکدام هویتی مستقل دارند و حتی در مدل‌های مشابه نیز، ویژگی‌های منحصربه‌فردی نهفته است که در ادامه به شرح آن خواهیم پرداخت.

درنهایت با توجه به نقش هنر به‌عنوان یک زبان مشترک برای تمام انسان‌ها و همچنین اقبال به سبک‌های مدرنیستی و مینیمالیستی در روزگار اخیر، تولیدات فعلی فرش نقاش پور به‌دقت این موارد را مدنظر قرار داده و به سمت نیازهای امروز جامعه حرکت کرده است.

فرش نقاش‌پور در یک نگاه

 

فرش ایرانی همچون یک تابلوی نقاشی بزرگی است که با ابزار و تکنیک‌های پیچیده‌تر و با مشارکت جمعی از هنرمندان ساخته می‌شود. رنگ‌ها در پشم و ابریشم ایجاد شده و گره به گره با دست بر تاروپود بافته می‌شوند تا تصویری شکل بگیرد؛ به‌این‌ترتیب، ما نقاشی‌هایمان را در قالب فرش ایرانی می‌بافیم.

بر این باوریم که یک فرش ارزشمند باید در کنار بالاترین کیفیت مصالح و مهارت بافت، ازلحاظ معیارهای زیبایی‌شناسی، معنایی و احساسی نیز تصویر ارزشمندی را ارائه دهد که رنگ‌ها در این فرایند نقش کلیدی را ایفا می‌کنند.

در دنیای هنرهای تجسمی، سبک‌های متنوعی برای بیان یک سوژه خاص وجود دارد. همچون هنر نقاشی که از تکنیک‌هایی مانند آبرنگ و رنگ‌روغن، و سبک‌هایی چون امپرسیونیسم، سورئالیسم و غیره بهره می‌برد، هنر فرش نیز از این قاعده مستثنی نبوده و می‌توان سبک‌های مختلفی را برای بافت تصاویر، استفاده یا ایجاد کرد.

با بیش از یک‌صد و ده سال سابقه خانوادگی در فرش‌های دستباف تبریز و بیش از نیم‌قرن مطالعات و تلاش‌های بی‌وقفه استاد محمدباقر نقاش پور، مفتخریم که به لطف خداوند، سبکی منحصربه‌فرد در تولید فرش ایجاد کرده و با بهره‌گیری از تکنیک‌ها و سبک‌های نقاشی در طرح و رنگ‌آمیزی و ساخت رنگ‌های خاص خود در بهترین پشم و ابریشم، کوشیده‌ایم تا آنچه از جنس فرش تقدیم می‌شود، تصویری شایسته باشد؛ به‌گونه‌ای که با استفاده متفاوت از خواص نور و رنگ، ابعاد بیشتری از تصاویر موجود در فرش نمایان شده و بیننده همراه جذابیت‌های بصری اثر شود.

فرش ایرانی تنوع بالایی ازلحاظ ابعاد، کاربرد و ریزی گره‌ها دارد و باعث مباهات است که محصولات این مجموعه در انواع گوناگون تولید و به‌صورت نسخه‌های محدود و اغلب در بازارهای بین‌المللی عرضه شده‌اند، آثاری که هرکدام هویتی مستقل دارند و حتی در مدل‌های مشابه نیز، ویژگی‌های منحصربه‌فردی نهفته است که در ادامه به شرح آن خواهیم پرداخت.

درنهایت با توجه به نقش هنر به‌عنوان یک زبان مشترک برای تمام انسان‌ها و همچنین اقبال به سبک‌های مدرنیستی و مینیمالیستی در روزگار اخیر، تولیدات فعلی فرش نقاش پور به‌دقت این موارد را مدنظر قرار داده و به سمت نیازهای امروز جامعه حرکت کرده است.

تاريخچه فرش نقاش‌پور و نام خانوادگی

داستان فرش نقاش‌پور از سال ۱۲۹۴ هجری شمسی، شهر تبريز و دوران جوانی حاج اسماعيل نقاش‌پور ايپچی آغازمی‌شود. ايشان با خريد پشم از روستاييان و سفارش به کارگاه‌هاي سنتی ريسندگی، به تأمين و عرضه مصالح مرغوب فرش می‌پرداختند و در اين زمينه شهرت بسياری يافته بودند (واژه «ايپ» در زبان آذری به معناي خامه فرش است و پسوند «ايپچی» نيز به سبب همین پیشه، در نام خانوادگی قرار گرفته است)، از سوی ديگر ایشان فردی بسیار ماهر در زمینه های رنگرزی پشم و همچنین هنر نقاشی همچون پدرشان بودند که نقاش و پور (پسر) نقاش بودن حاج اسماعیل، ریشه نام خانوادگی نقاش پور ایپچی را شکل داده است.

به هر حال اين آشنايی با شالوده فرش و مراوده و داد و ستد با توليدکنندگان و بافندگان، منجر به استفاده از طراحان ماهر برای توليد فرش‌های نفيس تبريز شده و آغازی بر توليدی فرش نقاش‌پور بود. حجره نقاش پور در بازار تبریز برای سالیان طولانی به عرضه فرش و مصالح مرغوب آن می پرداخت و از دهه ۳۰ شمسی و با ورود پسران حاج اسماعيل به عرصه فعاليت، اين حرفه گسترش يافت و شاخه‌هايی مانند گليم، قاليشويی و دارکشی نيز به فعاليت‌هاي اين خانواده افزوده شد. اواخر اين دهه مصادف با کهولت سن و کاهش فعاليت‌های شخص ايشان بود.

در اوايل دهه ۴۰ و نقل مکان خانواده به شهر تهران، عملا فرزندان ادامه‌دهنده اين راه شده و اولین دفتر قالیشویی نقاش پور در بازار تهران و اولین فرش فروشی نقاش پور را در محل ساختمان پلاسکو سابق تأسيس کردند. تا اينجا مختصرا به ريشه نام خانوادگی و تاريخچه فرش نقاش پور اشاره شد و متاسفانه سال ۱۳۵۱، زمان از دست دادن بنيان گذارش بود و سرفصل جديدی بعد از آن آغاز شد که در ادامه به آن خواهيم پرداخت...

داستان آغاز نوآوری های فرش نقاش‌پور

 

تا دهه ۵۰ شمسی، توليدات اين مجموعه تحت تأثير قلم استادان مختلف قرار داشت و به همين دليل امضای نقاش‌پور  روی فرش‌ها بافته نمی‌شد؛ اما فرزند جوان‌تر اين خانواده که از اجدادش ذوق نقاشی و رنگ را به ارث برده و در تعليم سبک‌های مختلف نقاشی جهان کوشيده بود، بر اين باور بود که دنيای فرش بسيار گسترده‌تر از محدود شدن در رنگ‌های تکراری است و می‌توان تمام سبک‌های مختلف هنر نقاشی را در فرش ايرانی نيز اجرا کرد. بنابراين، او تصميم گرفت تا در این هنر تحولاتی ایجاد کند و اين آغاز راه پر پيچ و خم فرش‌های محمدباقر نقاش‌پور بود.

اين مسیر بسيار دشواری بود زيرا فرش، حاصل تلاش چندين هنرمند و به طور ويژه تحت تأثير سه هنر بزرگ طراحی و رنگ‌آميزی نقشه فرش، رنگرزی مصالح و هنر قاليبافی قرارداشت. هر يک از اين شاخه‌ها، علاوه بر محدوديت‌های اجرايی، نيازمند فردی ماهر و صاحب انديشه بودند که بتوانند با همکاری یکديگر بدعتی را در فرش ايرانی آغاز کنند.

از طرفی، دنيای فرش آن‌قدر استوار بود که با حجم وسیعی از تعصبات کاری گذشته و آموزه‌ها و الگوهای ثابت روبه‌رو بود که تا آن زمان به عنوان اصالت فرش شناخته می‌شد. حتی اگر فردی استعداد و جسارت نوآوری داشت، به دليل وابستگی هنر به احساسات فردی،همسو کردن و هماهنگی سه هنرمند از رشته متفاوت هنری با افکار و احوال مختص خود برای ايجاد يک اثر واحد، کاری بسيار دشوار به نظر میرسيد.

تنها يک راه چاره وجود داشت و آن اين بود که هر سه تخصص به حد اعلا در يک نفر جمع شود تا با آشنايی به زير و بم هرکدام، بتواند محدوديت‌های هر رشته را پشت نقاط قوت ديگری پنهان کند و اثری نوين را با روحيه و احساس متحد خلق کند. نيازمند تلاشی فراوان، پشتکار و استعدادی ويژه بود تا بتوان در طراحی و رنگ‌آميزی نقشه فرش، رنگرزی مصالح و ايجاد رنگ‌های جديد و قاليبافی، نوآوری‌هايی ايجاد کرد که در هنر ريشه‌داری همچون فرش ايرانی، مورد پذيرش و استقبال قرار گيرد؛ اما اين تلاش آغاز شد و بنای بافت امضای نقاش پور در فرش توسط ايشان شکل گرفت.

تاريخچه فرش نقاش‌پور و نام خانوادگی

 

داستان فرش نقاش‌پور از سال ۱۲۹۴ هجری شمسی، شهر تبريز و دوران جوانی حاج اسماعيل نقاش‌پور ايپچی آغاز می‌شود. ايشان با خريد پشم از روستاييان و سفارش به کارگاه‌هاي سنتی ريسندگی، به تأمين و عرضه مصالح مرغوب فرش می‌پرداختند و در اين زمينه شهرت بسياری يافته بودند (واژه «ايپ» در زبان آذری به معنای خامه فرش است و پسوند «ايپچی» نيز به سبب همین پیشه، در نام خانوادگی قرار گرفته است)، از سوي ديگر ایشان فردی بسیار ماهر در زمینه های رنگرزی پشم و همچنین هنر نقاشی همچون پدرشان بودند که نقاش و پور (پسر) نقاش بودن حاج اسماعیل، ریشه نام خانوادگی نقاش پور ایپچی را شکل داده است.

به هر حال اين آشنايی با شالوده فرش و مراوده و داد و ستد با توليدکنندگان و بافندگان، منجر به استفاده از طراحان ماهر برای توليد فرش‌های نفيس تبريز شده و آغازی بر توليدی فرش نقاش‌پور بود. حجره نقاش پور در بازار تبریز برای سالیان طولانی به عرضه فرش و مصالح مرغوب آن می پرداخت و از دهه ۳۰ شمسی و با ورود پسران حاج اسماعيل به عرصه فعاليت، اين حرفه گسترش يافت و شاخه‌هايی مانند گليم، قاليشويی و دارکشی نيز به فعاليت‌های اين خانواده افزوده شد. اواخر اين دهه مصادف با کهولت سن و کاهش فعاليت‌های شخص ايشان بود.

در اوايل دهه ۴۰ و نقل مکان خانواده به شهر تهران، عملا فرزندان ادامه‌دهنده اين راه شده و اولین دفتر قالیشویی نقاش پور در بازار تهران و اولین فرش فروشی نقاش پور را در محل ساختمان پلاسکو سابق تأسيس کردند. تا اينجا مختصرا به ريشه نام خانوادگی و تاريخچه فرش نقاش پور اشاره شد و متاسفانه سال ۱۳۵۱ زمان از دست دادن بنيان گذارش بود و سرفصل جديدی بعد از آن آغاز شد که در ادامه به آن خواهيم پرداخت...

داستان آغاز نوآوری های فرش نقاش‌پور

 

تا دهه ۵۰ شمسی، توليدات اين مجموعه تحت تأثير قلم استادان مختلف قرار داشت و به همين دليل امضای نقاش‌پور  روی فرش‌ها بافته نمی‌شد؛ اما فرزند جوان‌تر اين خانواده که از اجدادش ذوق نقاشی و رنگ را به ارث برده و در تعليم سبک‌های مختلف نقاشی جهان کوشيده بود، بر اين باور بود که دنيای فرش بسيار گسترده‌تر از محدود شدن در رنگ‌های تکراری است و می‌توان تمام سبک‌های مختلف هنر نقاشی را در فرش ايرانی نيز اجرا کرد. بنابراين، او تصميم گرفت تا در این هنر تحولاتی ایجاد کند و اين آغاز راه پر پيچ و خم فرش‌های محمدباقر نقاش‌پور بود.

اين مسير بسيار دشواری بود زيرا فرش، حاصل تلاش چندين هنرمند و به طور ويژه تحت تأثير سه هنر بزرگ طراحی و رنگ‌آميزی نقشه فرش، رنگرزی مصالح و هنر قاليبافی قرار داشت. هر يک از اين شاخه‌ها، علاوه بر محدوديت‌های اجرايی، نيازمند فردي ماهر و صاحب انديشه بودند که بتوانند با همکاری يکديگر بدعتی را در فرش ايرانی آغاز کنند.

از طرفی، دنياي فرش آن‌قدر استوار بود که با حجم وسیعی از تعصبات کاری گذشته و آموزه‌ها و الگوهای ثابت روبه‌رو بود که تا آن زمان به عنوان اصالت فرش شناخته می‌شد. حتی اگر فردی استعداد و جسارت نوآوری داشت، به دليل وابستگی هنر به احساسات فردی،همسو کردن و هماهنگی سه هنرمند از رشته متفاوت هنری با افکار و احوال مختص خود برای ايجاد يک اثر واحد، کاری بسيار دشوار به نظر می‌رسيد.

تنها يک راه چاره وجود داشت و آن اين بود که هر سه تخصص به حد اعلا در يک نفر جمع شود تا با آشنايی به زير و بم هرکدام، بتواند محدوديت‌های هر رشته را پشت نقاط قوت ديگری پنهان کند و اثری نوين را با روحيه و احساس متحد خلق کند. نيازمند تلاشی فراوان، پشتکار و استعدادی ويژه بود تا بتوان در طراحی و رنگ‌آميزی نقشه فرش، رنگرزی مصالح و ايجاد رنگ‌هاي جديد و قاليبافی، نوآوري‌هایی ايجاد کرد که در هنر ريشه‌داری همچون فرش ايرانی، مورد پذيرش و استقبال قرار گيرد؛ اما اين تلاش آغاز شد و بنای بافت امضای نقاش پور در فرش توسط ايشان شکل گرفت.

نوآوری در طراحی و نقاشی نقشه فرش

 

اين موضوع از جهات مختلف، از جمله نگرش کلی به طرح مورد بافت، استفاده از خواص رنگ و نور و همچنين ريزه‌کاری‌های اجرايی در سه حوزه تابلو فرش، قالي‌های نفيس و فرش‌های مدرن قابل بررسی است و برای نزديک شدن ذهن مخاطب به کليات امر، بايد توضيحاتی را به عنوان پيش نياز بيان کرد…

فرش يک روايت تصويری است که با استفاده از پشم و ابريشم رنگ‌شده و به روش گره‌زنی بر روی تار و پود اجرا می‌شود و در نهايت، موضوع و تصوير خاصی را نمايش می‌دهد. فرش نوعی نقاشی پيچيده است که با ابزار و تکنيک‌های ديگری اجرا می‌شود.

در تمام هنرهای تجسمی، سبک‌های مختلفی برای بيان يک سوژه خاص وجود دارد، مانند سبک‌های متفاوت آبرنگ، امپرسيونيسم، سورئاليسم و غيره در نقاشی. پس فرش نيز از اين قاعده مستثنی نبوده و تمام اين سبک‌ها و حتی بيشتر را می‌توان در آن استفاده کرد.

اين امر، علاوه بر شناخت سبک‌ها، نيازمند دانش و اشراف کامل به آموزه‌های اساسی هنر نقاشی مانند تئوری رنگ، چرخه رنگ، فيزيک و خواص نور و رنگ، اثرات رنگ‌های پس‌زمينه، اثرات رنگ‌های مجاور و غيرمجاور بر هم، اثرات روان‌شناختی و احساسی رنگ‌ها، اصول هارمونی رنگ، تأثير عوامل مختلف بر درک رنگ و مولفه‌های ديگر مانند ريتم، تقارن و وزن بصری است. در آن دوران اين مفاهيم به اين حد در فرش مورد توجه ويژه قرار نگرفته بودند که البته به دليل محدوديت رنگ‌های موجود در فرش اين امکان نيز وجود نداشت.در بخش مربوط به نوآوری‌های رنگرزی، به شرح اين‌که چگونه آن محدوديت‌ها را کاهش داده‌اند، خواهيم پرداخت.

علاوه بر این موارد، برای تبديل نقاشی به فرش، تصویر بايد به مقياس فرشی که قرار است بافته شود، روی کاغذ رسم شده و به عنوان نقشه‌ای با اندازه برابر به بافنده ارائه گردد. اين روش برای قالی‌های بزرگ مرسوم بوده، اما در آن زمان برای تابلو فرش‌هايی که قرار بود نقاشی‌های فاخر هنرمندان جهان را بافته و گاهی تا چند هزار برابر بزرگنمايی کنند بسيار دشوار و پيچيده بود.

در دهه ۵۰ شمسی، دورانی که قرار بود اين نوآوری‌ها اتفاق بيفتد، در ایران دستگاه‌های کپی رنگی برای اين حد از بزرگنمايی وجود نداشت و اين چالشی جدی براي توليد تابلوفرش‌ها در ابعاد متنوع ايجاد کرده بود.

از طرفی، طراحان قالی نمی‌توانستند آثار ارزشمند نقاشی جهان را با همان کيفيت و دقت در مقياس‌های مختلف روی کاغذ نقشه پياده کنند.

همان‌طور که پيشتر گفته شد، حتی رنگ‌ها نيز در دسترس نبودند و هنرمندان تابلو‌باف، با نگاه به تصاوير کوچک نقاشی، آن‌ها را به‌صورت ذهنی بزرگنمايی می‌کردند و با مصالح و رنگ‌های موجود اقدام به بافت می‌نمودند که معمولاً با ايرادات مقياسی و تناسبی همراه بود. حتی امروزه نيز اصطلاح «تابلوی پوستر باف» اشاره به نوعی از همان بافت تابلوفرش است اما با ابزار بزرگنمايی‌های امروزی.

نوآوری‌های جناب محمدباقر نقاش‌پور از جايی آغاز شد که نقاشی‌های ارزشمند را شخصاً و همانند نقشه يک قالی بزرگ، با ابعاد دلخواه و رعايت جزئيات، بر روی کاغذ نقشه پياده‌سازی نموده و آن را به‌صورت دستی بزرگنمايی می‌کردند.

اين اقدام منجر به تحولی بزرگ در صنعت تابلوفرش شد و در زمانی که شايد تعداد تولید کل تابلوفرش‌های نفيس در ايران مجموعا به 20 عدد در سال هم نمی‌رسيد که آن هم با مشکلات تناسبی، مقياسی و رنگی همراه بود، ايشان توانستند با آموزش نقشه‌های جديد به بافندگان، سالانه بيش از 200 تابلوفرش با امضای نقاش‌پور به بازار عرضه کنند. اين تابلوفرش‌ها دقيق و بی‌نظير در جزئيات و اجرا بودند.

نوآوری‌ دیگر در این زمینه، تغییرات رنگ‌آمیزی نقاشی‌های مورد استفاده بود؛

با توجه به این‌که تمام نقاشی‌های انتخاب‌شده، آثار موزه‌ها و یا اساتید بنام جهان بودند، تغییر رنگ‌آمیزی برای چنین آثاری واقعاً دور از تصور به نظر می‌رسید.

اتفاق بعدی تغییر سبک نقاشی‌ها بود؛

به‌عنوان مثال، یک نقاشی ارزشمند را در سبک رئال انتخاب می‌کردند و در تبدیل آن به نقشه تابلوفرش، به سبک آبرنگ یا امپرسیونیسم تغییر می‌دادند و تا جایی در این امر پیشرفت کرده بودند که حتی طرح اصلی نقاشان را نیز تغییر می دادند و این اتفاق جای تامل داشت!

در کنار تحولات تابلوفرش، در زمینه قالی‌های نفیس نیز اتفاقات مشابهی رخ داد.اولین تغییر، تغییرات بنیادین در رنگ‌پردازی‌های مرسوم بود. ایشان معتقد بودند که وقتی در یک قالی، تصویری از یک گل اجرا می‌شود، بهتر است رنگ آن مطابق واقعیت گل باشد و همین قاعده در مورد تصاویر حیوانات نیز رعایت شود؛ اما چون غالباً طبیعت گل‌ها با رنگ‌های شاد همراه است، استفاده از این رنگ‌ها در فرش معمولاً باعث خروج از هماهنگی کلی می‌شد و اصطلاح «رنگ‌غلط» برای آن به کار می‌رفت.

برای رفع این مشکل، ایشان رنگ‌پردازی کل فرش را تغییر می‌دادند و آن را به گونه‌ای رنگ‌آمیزی می‌کردند که هم رنگ‌های شاد عناصر طبیعی را نشان دهند و هم ریتم و هارمونی کلی آن‌ها حفظ شود.

ادامه همین روند منجر به نوآوری دیگری شد و آن، ورود تصاویری به سبک نقاشی‌های آبرنگ در قالی ایرانی بود. ایشان با توجه به تجربه‌ای که در تابلو فرش به دست آورده بودند، همان تغییرات را در مقیاس بزرگ‌تری در قالی اجرا کردند و برای نخستین بار، تصویر یک نقاشی آبرنگ واقعی در قالی ایرانی بافته شد.

در کنار تحولات تابلوفرش، در زمینه قالی‌های نفیس نیز اتفاقات مشابهی رخ داد. اولین تغییر، تغییرات بنیادین در رنگ‌پردازی‌های مرسوم بود. ایشان معتقد بودند که  وقتی در یک قالی، تصویری از یک گل اجرا می‌شود، بهتر است رنگ آن مطابق واقعیت گل باشد و همین قاعده در مورد تصاویر حیوانات نیز رعایت شود؛ اما چون غالباً طبیعت گل‌ها با رنگ‌های شاد همراه است، استفاده از این رنگ‌ها در فرش معمولاً باعث خروج از هماهنگی کلی می‌شد و اصطلاح «رنگ‌غلط» برای آن به کار می‌رفت.

برای رفع این مشکل، ایشان رنگ‌پردازی کل فرش را تغییر می‌دادند و آن را به گونه‌ای رنگ‌آمیزی می‌کردند که هم رنگ‌های شاد عناصر طبیعی را نشان دهند و هم ریتم و هارمونی کلی آن‌ها حفظ شود.

ادامه همین روند منجر به نوآوری دیگری شد و آن، ورود تصاویری به سبک نقاشی‌های آبرنگ در قالی ایرانی بود. ایشان با توجه به تجربه‌ای که در تابلو فرش به دست آورده بودند، همان تغییرات را در مقیاس بزرگ‌تری در قالی اجرا کردند و برای نخستین بار، تصویر یک نقاشی آبرنگ واقعی در قالی ایرانی بافته شد.

نوآوری دیگر، ورود بعد سوم به تصاویر دو بعدی بود؛

یعنی با ایجاد هایلایت‌ها و سایه‌گذاری‌های خاص، برای سوژه‌ها و تصاویر، عمق و بعد ایجاد کرده و آن را به شکل سه بعدی اجرا می‌کردند. این امر در نهایت منجر به ابداع سبکی منحصر به فرد برای ایشان شد که با دشواری‌ها و پیچیدگی‌های فراوانی در اجرا همراه بود. برای ملموس‌تر شدن تفاوت، قسمتی از نقشه بافت یک گل سه بعدی در فرش ایشان را با نقشه بافت یک گل رایج در فرش، مقایسه می‌کنیم؛

این مقایسه به‌خوبی تفاوت میان ساختار ساده‌تر نقشه‌های سنتی و طراحی پیشرفته‌تر فرش‌های هنری نقاش‌پور را نشان می‌دهد. هر دو نقشه‌ٔ ارائه‌شده از نظر مقیاس، رج‌شمار و اندازه گره‌ها یکسان هستند؛ به‌گونه‌ای‌که در هر دو، ابعاد تقریبی هر گره برابر با یک میلی‌متر در نظر گرفته شده است. همچنین اعدادی که در نقشه‌ها دیده می‌شوند، نمایانگر شماره و محل دقیق استفاده از هر رنگ بوده و نقش راهنمای اصلی بافنده را در اجرای صحیح طرح ایفا می‌کنند.

تصویر شماره ۱، نمونه‌ای از نقشه و رنگ‌گذاری یک گل رایج در فرش‌های سنتی ایرانی است که معمولاً با تعداد رنگ محدود و بدون استفاده از سایه‌پردازی طراحی می‌شود. در مقابل، تصویر شماره ۲ نقشه‌ٔ یکی از فرش‌های خاص برند نقاش‌پور را نمایش می‌دهد که با گل سه‌بعدی طراحی شده و از نظر تنوع رنگ، بهره‌گیری از سایه‌پردازی و تکنیک‌های پیشرفته بافت، دارای پیچیدگی‌ها و جزئیات منحصربه‌فردی است.

این تغییرات متوقف نشد و با گسترش دامنه آن، به جای تصاویر دو بعدی و انتزاعی مرسوم، اولین تصاویر ماهی، گل و پرندگان سه بعدی با جلوه و رنگ نزدیک به واقعیت هم در فرش ایرانی بافته شد. اتفاق بعدی تغییر در نقشه فرش‌هایی بود که به گلستان معروف بودند و کل فرش از قاب‌های خشتی مانندی تشکیل می‌شد که درون هر یک تصویری وجود داشت. ایشان با ایجاد یک قاب بزرگ گل در وسط فرش به عنوان ترنج و ایجاد سبک‌های متفاوت نقاشی در قاب‌های یک فرش، منظره‌ای متفاوت از تنوع سبک‌ها در فرشی واحد ایجاد کرده و ریتم حرکتی طرح گلستان را از یکنواختی خارج نمودند.

این تغییرات متوقف نشد و با گسترش دامنه آن، به جای تصاویر دو بعدی و انتزاعی مرسوم، اولین تصاویر ماهی، گل و پرندگان سه بعدی با جلوه و رنگ نزدیک به واقعیت هم در فرش ایرانی بافته شد. اتفاق بعدی تغییر در نقشه فرش‌هایی بود که به گلستان معروف بودند و کل فرش از قاب‌های خشتی مانندی تشکیل می‌شد که درون هر یک تصویری وجود داشت. ایشان با ایجاد یک قاب بزرگ گل در وسط فرش به عنوان ترنج و ایجاد سبک‌های متفاوت نقاشی در قاب‌های یک فرش، منظره‌ای متفاوت از تنوع سبک‌ها در فرشی واحد ایجاد کرده و ریتم حرکتی طرح گلستان را از یکنواختی خارج نمودند.

در زمینه فرش‌های مدرن نیز در اوایل دهه ۷۰ شمسی با بافت طرح‌های هندسی، آغازگر این جنبش در فرش ایرانی بودند؛ اما چون روزگار به آن مرحله از تفکر نرسیده بود، این اتفاق ادامه‌دار نشد تا اوایل دهه نود که با اقبال عمومی به این سبک از فرش های دستبافی که معمولاً با استفاده از ۳ یا ۴ رنگ تولید می‌شد، مواجه شد. ایشان برای اولین بار، با اقتباس از طرح گل‌های زیبایی همچون لیلیوم و ارکیده و حرکت به سمت سبک‌های مینیمال و کاربرد رنگ‌های شاد و نشاط‌بخش، باب جدیدی را در فرش باز کردند که متناسب با نیاز خانه‌های امروزی است.

نوآوری در رنگرزی مصالح فرش

 

برای درک بهتر این مطالب، لازم است مختصری از بنیان و اصول رنگرزی بیان شود. رنگرزی هنری است که طی آن پشم و ابریشم خام را با استفاده از گیاهان، مواد معدنی و گاهی شیمیایی، درون دیگ‌های حاوی آب جوش به رنگ‌های دلخواه در می‌آورند. بخش اعظم این فرایند به شاخه علم شیمی مربوط است و مهارت لازم در این هنر، از طریق کسب تجربه در مواردی چون پیش‌پردازش الیاف، شناخت خواص رنگدانه‌ها، اثرات دما و زمان رنگرزی بر واکنش هر رنگدانه و ثبات آن، خنثی‌کننده‌ها، تثبیت‌کننده‌ها و عوامل متعدد دیگر به‌دست می‌آید. همچنین، به دلیل اینکه بارها اتفاق می‌افتد که رنگی در میانه بافت تمام شده و نیاز به رنگرزی مجدد باشد، بر اساس تجربه، فرمول‌های مشخصی مانند تناسب وزن رنگدانه بر اساس وزن پشم و ابریشم و زمان و دمای خاص ایجاد می‌شود.

 این امر موجب شکل‌گیری رنگ‌های مشخص و محدودی بین رنگرزان و نقاشان فرش می‌شود. حال ممکن است طراح و نقاش فرش، رنگ‌های جدید و متنوعی را در خیال خود داشته باشد و به دلیل اینکه برای تهیه رنگ، نیازمند فرد دیگری است، نتواند آن‌ها را از خیال به واقعیت تبدیل کند. از سوی دیگر، ممکن است هنرمند رنگرز هم توانایی اجرای رنگ زیبایی را داشته باشد، اما در عالم نقاشی جای مناسبی برای آن رنگ وجود نداشته باشد. در کنار همه اینها، خاصیت مات و کدر ذاتی پشم و براقیت بالای ابریشم، از عواملی هستند که مانع تولید دقیق بسیاری از رنگ‌ها می‌شوند.

نحوه تعامل رنگ ها با الیاف مختلف نیز می تواند منجر به تغییرات در ظاهر آنها شود، علاوه بر این، یک رنگ خاص بسته به تراکم و ریزی گره ها می تواند متفاوت به نظر برسد، معمولاً رنگ در گره‌های درشت روشن‌تر جلوه می کند، جایی که رنگ می‌تواند بیشتر پخش شود و با کاهش اندازه گره و افزایش تراکم، تیره‌تر دیده میشود و امکان نمایش متمرکزتر رنگ را فراهم می‌کند؛ مطالب و ریزه‌کاری‌های فراوان دیگری نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرند. همه این عوامل باعث شده‌اند که همواره رنگ‌های بسیار محدودی در فرش استفاده شوند.

نوآوری ایشان در هنر رنگرزی این بود که با تلاش فراوان برای کسب تجربه، تمام فرمول‌های تثبیت‌شده پیشین را کنار زده و دنیایی از رنگ‌های شاد را وارد فرش کردند و با توجه به اینکه خود ایشان نقاش فرش هایشان بودند، هر رنگی که از خیال و تصور می‌گذشت را به شکل ثابت روی پشم و ابریشم اجرا می کردند. در شرایطی که تعداد کل رنگ‌های مرسوم در فرش شاید به ۱۰۰ عدد هم نمی‌رسید، ایشان صدها طیف رنگی را برای هر نام رنگ ایجاد کردند. به‌طور مثال، رنگ آبی آسمانی در فرش‌هایشان میتوانست بیش از ۳۰۰ طیف رنگی باشد. این اتفاق نگرش جدیدی را در هنر رنگرزی ایجاد کرد..

نوآوری در هنر بافندگی فرش

 

پیش از ایشان نیز هنرمندان خوش‌ذوقی بودند که برای بالابردن دامنه رنگهای فرش، از گره‌های ترکیب دورنگ استفاده می‌کردند؛ یعنی برای ایجاد یک گره، از دو رنگ متفاوت رشته‌هایی را باهم ترکیب کرده و گره می‌زدند، اما محل قرارگیری هرکدام از این رشته رنگ‌ها را نمی‌توانستند کنترل کنند.

نوآوری ایشان در بافندگی این بود که تعداد رنگ‌های استفاده‌شده در یک گره را به ۴ رنگ افزایش داده و محل قرارگیری هر رنگ را بر حسب نیاز تعیین می نمودند. این باعث می‌شد علاوه بر افزایش بسیار بالای دامنه رنگ، رجشمار بافته‌شده تا چند برابر ریزتر جلوه کند و این اتفاق برای دهه ۱۳۵۰، دور از تصور بود. در تصویر، نمونه‌ای از پشت فرش و تفاوت محل قرارگیری رنگ‌ها به نمایش گذاشته شده است.

 

نوآوری در هنر بافندگی فرش

 

پیش از ایشان نیز هنرمندان خوش‌ذوقی بودند که برای بالابردن دامنه رنگهای فرش، از گره‌های ترکیب دورنگ استفاده می‌کردند؛ یعنی برای ایجاد یک گره، از دو رنگ متفاوت رشته‌هایی را باهم ترکیب کرده و گره می‌زدند، اما محل قرارگیری هرکدام از این رشته رنگ‌ها را نمی‌توانستند کنترل کنند.

نوآوری ایشان در بافندگی این بود که تعداد رنگ‌های استفاده‌شده در یک گره را به ۴ رنگ افزایش داده و محل قرارگیری هر رنگ را بر حسب نیاز تعیین می نمودند. این باعث می‌شد علاوه بر افزایش بسیار بالای دامنه رنگ، رجشمار بافته‌شده تا چند برابر ریزتر جلوه کند و این اتفاق برای دهه ۱۳۵۰، دور از تصور بود. در تصویر، نمونه‌ای از پشت فرش و تفاوت محل قرارگیری رنگ‌ها به نمایش گذاشته شده است.

نوآوری در چیدمان مصالح فرش

 

تمام مصالح فرش تابعی از رشته‌های به هم تنیده الیاف هستند که برای هر ضخامت فرش و رجشماری، اعداد مشخصی از رشته‌ الیاف تار و پود و خامه فرش استفاده می‌شود. همانند فرمول‌های رنگرزی، فرمول های تجربه شده ای در عرف انتخاب مصالح وجود دارد. اتفاقی که ایشان در این زمینه رقم زدند، تغییر این اعداد و تناسبات تعداد رشته‌های مصالح بود. حتی طرح و رنگ نقشه‌ای که قرار است بافته شود را در چیدمان مصالح دخیل کردند. این نوآوری همواره باعث شد که فرش بافته‌شده ظریف‌تر و لطیف‌تر از سایر فرش‌های هم‌رج باشد.  

نوآوری در چیدمان مصالح فرش

 

تمام مصالح فرش تابعی از رشته‌های به هم تنیده الیاف هستند که برای هر ضخامت فرش و رجشماری، اعداد مشخصی از رشته‌ الیاف تار و پود و خامه فرش استفاده می‌شود. همانند فرمول‌های رنگرزی، فرمول های تجربه شده ای در عرف انتخاب مصالح وجود دارد. اتفاقی که ایشان در این زمینه رقم زدند، تغییر این اعداد و تناسبات تعداد رشته‌های مصالح بود. حتی طرح و رنگ نقشه‌ای که قرار است بافته شود را در چیدمان مصالح دخیل کردند. این نوآوری همواره باعث شد که فرش بافته‌شده ظریف‌تر و لطیف‌تر از سایر فرش‌های هم‌رج باشد.  

ارزش نوآوری‌های فرش نقاش‌پور

 

به عنوان جمع‌بندی و همان‌طور که گفته شد، فرش دستباف یک اثر نقاشی بزرگ است که با ابزار و تکنیک‌های پیچیده‌تری اجرا می‌شود. تلاش های استاد در اجرای سبک‌های گوناگون نقاشی در بافت فرش، زمانی ملموس‌تر خواهد بود که از تفاوت‌ها و محدودیت‌های فرش نسبت به نقاشی آگاهی داشته باشیم. در اینجا به چند نمونه اشاره می‌کنیم:

در نقاشی، هنرمند طرح کلی را ترسیم کرده و به تدریج آن را تکمیل می‌کند. ایرادات آن اصلاح، رنگ‌ها و ریزپردازی‌ها اضافه می‌شوند تا اثر کامل‌تر گردد. این روند تا اتمام تابلو نقاشی در برابر چشمان هنرمند ادامه دارد؛ اما در فرش، ایجاد نقشه روی کاغذ تنها بخشی از کار است و بافت با پشم و ابریشم جلوه و رنگی متفاوت خواهد داشت.

همچنین از لحظه آغاز بافت، دیگر تغییری در نقشه نمی‌توان داد و نتیجه زحمات هنرمند ماه‌ها بعد و پس از هزاران و میلیون‌ها گره مشخص خواهد شد و مانند نقاشی تکامل تدریجی ندارد.

نقاش می‌تواند درانتها ایرادات نقاشی را اصلاح کند، اما این در فرش امکان‌پذیر نیست. در نقاشی، رنگ‌ها را می‌توان از بهترین کارخانجات صنعتی تهیه کرد، اما در فرش، همان رنگ‌ها باید توسط هنرمند در آب جوش بر روی پشم و ابریشم ایجاد شوند. در نقاشی، رنگ ها بی شماری را می‌توان به اقتضاء در لحظه ایجاد و اجرا کرد، اما در فرش باید با تعداد محدودی رنگ از پیش رنگرزی شده کار کرد.

در نقاشی، رنگ نهایی همانی است که در برابر دیدگان است، اما در فرش، رنگ پشم و ابریشم به تناسب ریزی و درشتی گره‌ها و ضخامت فرش، متفاوت دیده خواهد شد. نقاش مستقیماً با ذهن و دست خود کار می‌کند، اما در فرش، خیال هنرمند توسط صنعتگران دیگری بافته می‌شود و باید چندین هنرمند دست به دست هم دهند تا اثری واحد خلق شود. حرکت خطی در نقاشی در ثانیه‌ها کشیده می‌شود، اما در فرش همان خط با گره‌های فراوان بافته خواهد شد. در نقاشی برای اجرای خطوط ظریفی مانند اجزای صورت و اندام، از قلم‌های ظریف‌تر استفاده می‌شود، اما در فرش، اجرای همین اجزا با درشتی ذاتی گره‌ها مواجه است.

تفاوت‌ها و محدودیت‌های بسیاری وجود دارد که فرش را از نظر تجسم اثری که ماه‌ها بعد به چشم خواهد رسید، از سایر هنرها متمایز می‌کند. ارزش نوآوری در فرش، با نگرش به عنوان یک تابلوی نقاشی بزرگی که با این شرایط بوجود آمده، ملموس‌تر خواهد بود.

تمام این تلاش‌ها زمانی ارزشمندتر است که فرش علاوه بر جنبه زینتی و هنری، محصولی کاربردی و ماندگار برای فضای زندگی انسان باشد و لذت و آرامش را همراه با احساس انرژی‌های مثبت برای او و عزیزانش به ارمغان آورد. تمام تلاش تولیدی فرش نقاش‌پور در مدت طولانی فعالیت، سعی بر اجرای تفکر و سبک منحصر به فرد خود در تولید فرش بوده است.

آنچه بیان شد، معلومات کلی مختصر، بدون ورود به جزئیات اجرایی بود تا نشان دهد تفاوت فرش‌های این برند با فرش‌ها و تابلو فرش‌های فراوانی که امروزه به کمک آنالیز نرم‌افزارهای کامپیوتری و نقشه‌های کدبندی شده،صرفاً به اجرای دقیق یک تصویر به عنوان کپی می‌پردازند و گاهی بافت دستی و گاهی بافت رباتیک دارند، در چه زمینه‌هایی قابل تأمل است!

ارزش نوآوری‌های فرش نقاش‌پور

 

به عنوان جمع‌بندی و همان‌طور که گفته شد، فرش دستباف یک اثر نقاشی بزرگ است که با ابزار و تکنیک‌های پیچیده‌تری اجرا می‌شود. تلاش های استاد در اجرای سبک‌های گوناگون نقاشی در بافت فرش، زمانی ملموس‌تر خواهد بود که از تفاوت‌ها و محدودیت‌های فرش نسبت به نقاشی آگاهی داشته باشیم. در اینجا به چند نمونه اشاره می‌کنیم:

در نقاشی، هنرمند طرح کلی را ترسیم کرده و به تدریج آن را تکمیل می‌کند. ایرادات آن اصلاح، رنگ‌ها و ریزپردازی‌ها اضافه می‌شوند تا اثر کامل‌تر گردد. این روند تا اتمام تابلو نقاشی در برابر چشمان هنرمند ادامه دارد؛ اما در فرش، ایجاد نقشه روی کاغذ تنها بخشی از کار است و بافت با پشم و ابریشم جلوه و رنگی متفاوت خواهد داشت.

همچنین از لحظه آغاز بافت، دیگر تغییری در نقشه نمی‌توان داد و نتیجه زحمات هنرمند ماه‌ها بعد و پس از هزاران و میلیون‌ها گره مشخص خواهد شد و مانند نقاشی تکامل تدریجی ندارد.

نقاش می‌تواند درانتها ایرادات نقاشی را اصلاح کند، اما این در فرش امکان‌پذیر نیست. در نقاشی، رنگ‌ها را می‌توان از بهترین کارخانجات صنعتی تهیه کرد، اما در فرش، همان رنگ‌ها باید توسط هنرمند در آب جوش بر روی پشم و ابریشم ایجاد شوند. در نقاشی، رنگ ها بی شماری را می‌توان به اقتضاء در لحظه ایجاد و اجرا کرد، اما در فرش باید با تعداد محدودی رنگ از پیش رنگرزی شده کار کرد.

در نقاشی، رنگ نهایی همانی است که در برابر دیدگان است، اما در فرش، رنگ پشم و ابریشم به تناسب ریزی و درشتی گره‌ها و ضخامت فرش، متفاوت دیده خواهد شد. نقاش مستقیماً با ذهن و دست خود کار می‌کند، اما در فرش، خیال هنرمند توسط صنعتگران دیگری بافته می‌شود و باید چندین هنرمند دست به دست هم دهند تا اثری واحد خلق شود. حرکت خطی در نقاشی در ثانیه‌ها کشیده می‌شود، اما در فرش همان خط با گره‌های فراوان بافته خواهد شد. در نقاشی برای

 اجرای خطوط ظریفی مانند اجزای صورت و اندام، از قلم‌های ظریف‌تر استفاده می‌شود، اما در فرش، اجرای همین اجزا با درشتی ذاتی گره‌ها مواجه است.

تفاوت‌ها و محدودیت‌های بسیاری وجود دارد که فرش را از نظر تجسم اثری که ماه‌ها بعد به چشم خواهد رسید، از سایر هنرها متمایز می‌کند. ارزش نوآوری در فرش، با نگرش به عنوان یک تابلوی نقاشی بزرگی که با این شرایط بوجود آمده، ملموس‌تر خواهد بود.

تمام این تلاش‌ها زمانی ارزشمندتر است که فرش علاوه بر جنبه زینتی و هنری، محصولی کاربردی و ماندگار برای فضای زندگی انسان باشد و لذت و آرامش را همراه با احساس انرژی‌های مثبت برای او و عزیزانش به ارمغان آورد. تمام تلاش تولیدی فرش نقاش‌پور در مدت طولانی فعالیت، سعی بر اجرای تفکر و سبک منحصر به فرد خود در تولید فرش بوده است.

آنچه بیان شد، معلومات کلی مختصر، بدون ورود به جزئیات اجرایی بود تا نشان دهد تفاوت فرش‌های این برند با فرش‌ها و تابلو فرش‌های فراوانی که امروزه به کمک آنالیز نرم‌افزارهای کامپیوتری و نقشه‌های کدبندی شده،صرفاً به اجرای دقیق یک تصویر به عنوان کپی می‌پردازند و گاهی بافت دستی و گاهی بافت رباتیک دارند، در چه زمینه‌هایی قابل تأمل است!